مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
خبرگزاري فارس: پيكر شهيد «مصطفي الموسوي» ظهر امروز با حضور مردم شهيدپرور تبريز تشييع شد و در معراج شهداي وادي رحمت تبريز در كنار ياران و دوستان شهيدش آرام گرفت.

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، ظهر امروز (چهارشنبه اول ارديبهشت) مردم ولايتمدار و هميشه در صحنه تبريز لاله دشت نينواي ايران را بر دوش گرفته، در حالي كه بر پيمان قديمي خود با شهيدانشان تاكيد داشتند، شهيد مصطفي الموسوي خونين بال حرم علوي را از ميدان شهدا تا ميدان ساعت تشييع كردند. علي اكبر پورجمشيديان فرمانده سپاه عاشورا، در حاشيه اين تشييع در گفتوگو با خبرنگار فارس در تبريز اظهار داشت: هنر واقعي رشادت مردان بزرگي است كه با الهام از قيام حضرت سيدالشهدا (ع) و آموختن درس عزت و آزادگي، جاودانهترين و اثر بخشترين عصاره هنر را به شيفتگان طريق معرفت بخشيدند و بذر اين شجره طيبه را با خون پاك خويش آبياري كردند. وي افزود: ناسپاسي است كه راه اين پارسايان راه حق و عارفان گمنام و راويان حديث عشق را كه هنرشان ايثار و فكرشان جهاد، معراجشان سنگر شهادت، نژادشان از قبيله محرومان، شعارشان لاالهالاالله و پرچمشان نصرمنالله است فراموش كنيم. فرمانده سپاه عاشورا از شهيد مصطفي الموسوي به عنوان عصاره رزمندگان آذربايجان نام برد و گفت: اين شهيد از چهرههاي شاخص و اصلي رزمندگان تبريز و لشكر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس بود. وي با بيان اينكه مصطفي الموسوي بيش از 100 تركش دوران دفاع مقدس در بدن مطهرش داشت افزود: سالها رنج جانبازي و درد را تحمل كرد و از چهرههاي شاخص مخابرات دوران دفاع مقدس بود كه وظيفه ايجاد مخابرات بيسيم در لشكر عاشورا و قرارگاههاي مختلف را داشت. فرمانده سپاه عاشورا اظهار داشت: اگر كسي از مخابرات دوران دفاع مقدس سخن بگويد و از مصطفي الموسوي نامي نبرد، كم لطفي كرده است. پورجمشيديان گفت: مصطفي الموسوي از فرماندهان لشكر عاشورا در دوران هشت سال دفاع مقدس بود كه از نخستين روزهاي جنگ تا آخرين روز جنگ در ميدانهاي نبرد نقش كليدي و مهمي ايفا كرده بود. وي تصريح كرد: اين شهيد بزرگوار دهها بار مجروح شد و از ياران باوفاي سردار مهدي باكري فرمانده لشكر 31 عاشورا در عملياتهاي خيبر و بدر بود كه صبح امروز براثر جراحات دوران دفاع مقدس به ياران شهيدش پيوست. فرمانده سپاه عاشورا اضافه كرد: موسوي در اوايل جنگ از فرماندهان نيروهاي آذربايجاني در شهر سوسنگرد بود كه در جريان آزادي سوسنگرد و مقاومت اين شهر در برابر متجاوزان عراقي نقش مهمي داشت. پورجمشيديان در ادامه از شهيد الموسوي به عنوان مدافعان اصلي حريم ولايت نام برد و اظهار داشت: وي در فضاي اخير بعد از انتخابات چند بار پيش من آمد و اعلام كرد هر طور آقا امر و فرمايش كنند، حاضر به جانفشاني هستند. وي با تاكيد بر حفظ فرهنگ شهادت در ميان اقشار مختلف جامعه، افزود: رسالت عصر حاضر همه ما حفظ فرهنگ شهادت است و بايد بدانيم كه راه حل بسياري از معضلات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي ترويج اين فرهنگ است. پورجمشيديان با بيان اينكه مسئولان نظام بايد به فكر ترويج اين فرهنگ در حوزههاي ديگر نيز باشند، اظهار داشت: فرهنگ شهادت بايد زيرساخت و سياست كلي مراكز فرهنگي كشور باشد و در اين عرصه تنها ياد شهدا كافي نيست، بلكه بايد زندگي، افكار و انديشههاي آن بزرگواران بررسي شده و سينه به سينه براي نسلهاي آينده نقل و به يادگار گذاشته شود. وي با اشاره به مسئوليت همگان در قبال شهدا، تصريح كرد: ادامه راه شهيدان و ترويج فرهنگ شهادت و آرمانهاي شهدا وظيفه امروز تمامي ملت ايران و مسئولان است. پورجمشيديان گفت: حديث دوران دفاع مقدس، بيانگر مقاومت و مظلوميت ملتي است كه قلههاي سربلندي، حماسه و شرف را در راه دفاع از كيان اسلامي درنورديده است و بايد سعي كنيم فرهنگ ايثار و از خودگذشتگي دوران دفاع مقدس، حفظ و احيا شود. وي با بيان اينكه ما امروز مديون شهدا هستيم، اظهار داشت: عزت امروز ايرانيان در عرصه بينالمللي نزد دوست و دشمن به بركت مقاومت و خون شهداي هشت سال دوران دفاع مقدس است. رضا رضواني، مدير تبليغات و روابط عمومي سپاه عاشورا افزود: پرافتخارترين فراز تاريخ ايران اسلامي، دفاع هشت ساله ملت بزرگي است كه در برابر متجاوزان بعثي، مقاومت و ايستادگي كردند و زيباترين جلوههاي پايداري را آفريدند و علمداران و پيشتازان اين حماسه شهيدان پرافتخارند كه پس از سال ها حماسه جاويد عاشوراي حسيني در دشت خونين كربلا در غرب و جنوب اين كشور تكرار كردند. وي افزود: حديث دوران دفاع مقدس، بيانگر مقاومت و مظلوميت ملتي است كه قلههاي سربلندي، حماسه و شرف را در راه دفاع از كيان اسلامي درنورديده است و بايد سعي كنيم فرهنگ ايثار دوران دفاع مقدس، حفظ شود. رضواني گفت: رمز بقاي نظام مقدس جمهوري اسلامي، ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه است،تا زماني كه اين فرهنگ در جامعه اسلامي ايران حاكم باشد هيچ خطري نظام را تهديد نميكند. وي ادامه داد: ملت ايران در طول هشت سال دفاع مقدس با الگو گرفتن از اين فرهنگ ناب از مرزهاي اين كشور جانانه دفاع كرده، حتي يك وجب از آن را از دست ندادند. مدير تبليغات سپاه عاشورا تصريح كرد: شهدا بهترين الگوي رفتاري و عمل براي نسل جوان بوده و عزت، شرف و سربلندي جامعه در گرو ادامه راه انقلاب و پاسداري از خون شهدا است. برپايه اين گزارش، در مراسم تشييع اين شهيد احمد عليرضا بيگي استاندار آذربايجان شرقي، محمود چمني فرماندار تبريز و علي اكبرپورجمشيديان فرمانده سپاه عاشورا و جمعي از مسئولان، فرمانده لشكر 31 عاشورا، فرمانده بسيج و نيروي انتظامي استان، روحانيت و مردم هميشه در صحنه تبريز حضور داشتند، پس از اقامه نماز توسط آيت الله سیدمحمد تقي آل هاشم پيكر پاك سردارقبيله خورشيد با حضور هزاران نفر از اقشار مختلف مردم و مسئولان پس از تشييع از ميدان شهدا تا ميدان ساعت در معراج شهدا كنار همرزمانش در وادي رحمت به خاك سپرده شد.
ادامه مطلب
مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
آیت الله محمدتقی آل هاشم از علمای تبریز،در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، به مناسبت سالروز تخریب قبور ائمه اطهار در قبرستان بقیع اظهار داشت: هشتم شوال هر سال یادآور واقعه تلخی است که از یک سو مسلمانان به ویژه شیعیان را داغدار و از سوی دیگر دشمنان را شاد و مسرور کرد.
وی با بیان این که ماهیت وهابیت نشأت گرفته از تفکرات التقاطی و افراطی گروه ها و فرقه های وابسته به استکبار جهانی است، خاطرنشان کرد: برهان شیعه مبتنی بر عقل و فهم سالم است در حالی که تفکر وهابیت اندیشه ای شکننده و بر اساس وهم و گمان و پوچگرایی است.
آیت الله آل هاشم با بیان این که تفکرات ضاله وهابیت نزد شیعه و سنی طرد شده تلقی می شود، گفت: اگر وهابیت را زاده نامشروع استکبار جهانی و فرزند ناخلف صهیونیسم بدانیم، اغماض نشده چراکه تمامی تحرکات، مواضع و حتی فتاوای به ظاهر علمای وهابی در جهت منافع دشمنان اسلام است.
وی با اشاره به حمایت گسترده غرب از گروه های ضاله به ویژه وهابیت تصریح کرد: آمریکا، رژیم صهیونیستی با تجهیز و راهاندازی این گروهک ضدبشری به دنبال بی آبرویی اسلام و جهان تشیع است، بهره برداری های رسانه ای گسترده از تحرکات وهابیت همه نشان از برنامه ریزی استکبار برای اسلام ستیزی است.
امام جمعه موقت تبریز بی منطقی وهابیت را سوژه رسانه های غربی برای ضربه به اسلام دانست و گفت: اگر امروز سران برخی کشورهای عربی منطقه از این فرقه حمایت میکنند نه به خاطر منافع امت اسلامی بلکه به سبب کسب منافع شخصی و حفظ جایگاه تعامل و ارتباط با آمریکا و همدستان او است.
آیت الله آل هاشم در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جنایات آل سعود در بحرین و برخی کشورهای اسلامی اظهار داشت: جنایات وهابیت هنوز پس از گذشت سال ها از واقعه هشتم شوال، تمام نشده و امروز شاهد کشتار شیعیان مظلوم برخی کشورهای اسلامی و بحرین هستیم.
وی ادامه داد: آمریکا و رژیم صهیونیستی با تحریک وهابیت و بدون هیچ هزینه ای شیعه کشی و مسلمان کشی را در منطقه راه انداخته و بهره برداری گسترده رسانه ای از این مساله دارد، وجود چنین اندیشههای ناپاکی به سلامت دین اسلام و تفکرات آن خدشه وارد می کند.
مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
امام جمعه موقت تبریز گفت: داوطلبان انتخاباتی که به مجلس راه می یابند، باید اعتقاد و التزام عملی به " ولایت مطلقه فقیه " داشته باشند.

آیت الله سیدمحمد تقی آل هاشم در خطبه های نمازجمعه تبریز افزود: افرادی که دارای تقوا، تعهد و روحیه تعبد در مقابل خداوند باشند، برای مجلس انتخاب شوند.
وی، گفت: وظیفه ما در مقابل خون شهدا بسیار سنگین است و باید افرادی را انتخاب کنیم که به منابع قدرت و ثروت متصل نباشند و فقط به فکر اسلام، انقلاب و خدمت به مردم بوده و ولایتمدار باشند.
آیت الله آل هاشم با اشاره به تاثیرگذاری انقلاب اسلامی در تحولات جهانی خاطر نشان کرد: اهداف بلند امام خمینی (ره) در 33 سال گذشته هر سال بیش از سال پیش محقق می شود و امروز این انقلاب به جای جای دنیا صادر شده است.
وی اضافه کرد: با فرار عبدالله صالح از یمن دیکتاتور دیگری پس از دیکتاتور های تونس، مصر و لیبی سقوط کرد و امیدواریم آل خلیفه دیکتاتور بحرین نیز به وسیله مسلمانان با ایمان این کشور به زودی سقوط کند.
وی همچنین با اشاره به در پیش بودن دهه فجر انقلاب اسلامی گفت: 22 بهمن ماه یکی از یوم الله ها بوده که در حقیقت روز تجدید حیات اسلام است.
وی افزود: بنیانگذار جمهوری اسلامی اسلام ناب محمدی را احیا و امروز به عنوان الگو الهام بخش انقلاب ها و بیداری اسلامی ملت های جهان شده است.
وی همچنین فرا رسیدن سالروز شهادت امام حسن عسکری (ع) را تسلیت و آغاز دوران امامت حضرت ولی عصر(عج) و میلاد پر برکت پیامبر اسلام (ص) و امام جعفر صادق(ع) را به مسلمانان و شیعیان تبریک گفت.
مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
نفرات برتر رشته حفظ و قرائت قرآن كريم چهارمين دوره مسابقات بينالمللي قرآن دانشجويان مسلمان معرفي و تجليل شدند.
به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به تبريز، در مراسم اختتاميه چهارمين دوره مسابقات بينالمللي قرآن دانشجويان مسلمان سه نفر برگزيده در دو رشته قرائت و حفظ قرآن كريم معرفي شدند. در رشته حفظ نفر اول ابوذر كريمي از ايران، نفر دوم ولد الشيخ احمد از كشور موريتاني، نفر سوم محمد محمد الهلباوي از كشور مصر برگزيده و معرفي شدند.
همچنين در رشته قرائت مجيد فقيه از ايران نفر اول، محمدمهدي عزالدين نفر دوم از كشور لبنان و عنايتالله عصمت نفر سوم از كشور افغانستان اعلام شدند.
براساس اين گزارش نفرات اول تا سوم هر رشته به ترتيب مبلغ 10 هزار دلار، هفت هزار دلار و پنج هزار دلار جايزه نقدي به همراه تنديس اين دوره از مسابقات و لوح تقدير دريافت كردند.
همچنين در اين مراسم پيام سازمان آيسيسكو از سوي مدير كل منطقهاي اين سازمان و همچنين بيانيه هيات داوران اين دوره از مسابقات قرائت شد و در پايان از محمود صلاحي استاندار خراسان رضوي و ميزبان دوره قبلي و همچنين عيسي عليزاده دبير اجرايي سومين دوره مسابقات با اهداء لوح تقدير شد.
در مراسم اهداء جوايز به برگزيدگان رييس جهاد دانشگاهي، آيتالله آل هاشم امام جمعه موقت تبريز، حسن بياتي عضو شوراي شهر تهران، شهردار تبريز و مدير راديو قرآن حضور داشتند.
مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
خبرگزاری رسا ـ مردم ولایت مدار و شهیدپرور تبریز امروز پیکر خلبان شهید یوسف جهانبخشاصل را تشییع کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، مراسم تشییع پیکر خلبان شهید یوسف جهانبخشاصل امروز با حضور اقشار مختلف مردم تبریز، علما، روحانیان و خانوادههای شهدای و ایثارگران در میدان شهدای تبریز برگزار شد.
پیکر این خلبان شهید نیروی هوایی سپاه که سه روز پیش بر اثر نقص فنی بالگرد در مناطق عملیاتی شمالغرب کشور و در ارتفاعات آذربایجانغربی به فیض عظیم شهادت نائل شده بود، امروز در شرایطی بر دوش مردم تبریز تشییع شد که حضور جوانان جلوهای خاص به این مراسم معنوی بخشیده بود.
همچنین مردم تبریز با فریادهای حسین حسین شعار ما است شهادت افتخار ما است، عزا عزاست امروز روز عزاست امروز، آذربایجان جانباز خامنه ایدن آیرلماز، پیکر شهید جهانبخشاصل را از مقابل مسجد شهدا تشییع کردند و آیت الله آل هاشم امام جمعه موقت تبریز نیز بر پیکر وی نماز اقامه کرد.
مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
حاشیه نگاری از دیدار با آیت الله آل هاشم؛
با دفترشان تماس گرفتم، وقتی سراغشان را گرفتم بدون اینکه منشی چیزی بگوید پشت خط منتظرم گذاشت. بعد از چند ثانیه صدایی آرام گفت: "سلام علیکم بفرمایید" وقتی خودم را معرفی کردم و گفتم یک وقت مصاحبه برای روزنامه ... می خواستم، بدون هیچ بهانه و به قول امروزی ها کلاسی گفتند:" امروز که نمی شود فردا خوب است فردا ساعت 10 من اینجا هستم"

روز بعد رأس ساعت 10 به دفتر امام جمعه رسیدم، دفتر آیت الله سید محمد تقی آل هاشم امام جمعه تبریز. وقتی وارد اتاق شدم دیدم یک سید روحانی خوش اخلاق و متین که روی صندلی کنار پنجره نشسته اند به گرمی از من استقبال کردند.
موضوع مصاحبه را که در جریان گذاشتم گفتند:" وقتی حاج آقا(آیت الله مجتهد شبستری امام جمعه تبریز و نماینده ولی فقیه) هستند ما کاره ای نیستیم، دیروز هم که گفتم تشریف بیاورید خواستم هم شما را زیارت کنم و هم اینکه راهنمایی تان کنم"
خلاصه زیر بار مصاحبه و گفتگو نرفتند اما نزدیک دو ساعت با هم صحبت کردیم، از اوضاع حوزه علمیه قم پرسیدند، حال و احوال مراجع عظام تقلید را جویا شدند و وقتی نام هر یک از مراجع را می بردم خاطره ای کوچکی از آنها نقل می کردند و می گفتند:" سلام گرم مرا به ایشان برسانید"
از وضعیت حوزه های علمیه که صحبت می کردیم مدام این جمله را تکرار می کردند که ما امروز به تربیت طلبه نیاز مبرم داریم.
آنقدر در دیدار با آیت الله آل هاشم احساس صمیمیت می کردم که آرامشی تمام وجودم را گرفته بود، فروتنی از سر و رویشان می بارید، کمتر امام جمعه ای را اینگونه متواضع دیده بودم.
وقتی خداحافظی کردیم مرا به منزل شان دعوت کردند برای صرف ناهار و گفتند: "هر وقت به تبریز آمدی رأس ساعت 10 همین جا هستم بیایید با هم صحبت می کنیم"
به این فکر می کنم حوزه های علمیه در گذشته چه شاگردانی را تربیت کرده که وقتی به چنین درجه ای هم می رسند مردم را فراموش و خودشان را گرفتار تجملات و بوروکراسی های اداری نمی کنند؛ برایشان فرقی نمی کند ارباب رجوع شان چه کسی است، پیر یا جوان، خبرنگار یا غیرخبرنگار...
بیت اله احمدی
مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، آیت الله محمدتقی آل هاشم، امام جمعه موقت تبریز صبح امروز در آستانه فرا رسیدن اربعین حسینی در جمع عزاداران مسجد آل محمد(ص) تبریز اظهار داشت: عزاداری برای شهادت اباعبدالله الحسین(ع) افزون بر این که اجر دنیوی و اخروی دارد، یکی از عناصر اساسی و کلیدی در بررسی فرهنگ عاشوراست.
وی شرکت در عزاداری امام حسین(ع) را اشاعه امر به معروف و نهی از منکر دانست، گفت: فریضه امر به معروف و نهی از منکر ضامن اجرا و تحقق همه احکام الهی در جامعه است، از این رو باید با بصیرت در مجالس حسینی حاضر شویم.
امام جمعه موقت تبریز افزود: امر به معروف و نهی از منکر، رمز پایداری و بر پایی دستورات الهی، باید ها و نباید ها است که انسان را به سوی خوشبختی ها و خوبی ها سوق می دهد، به عبارت بهتر؛ این فریضه به همه ارزش های الهی روح تازه می بخشد.
آیت الله آل هاشم در ادامه با اشاره به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) گفت: رسول خدا فرمودند؛ ترک امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مردم را گرفتار سه مسأله مهم می کند، برکت از مالشان برداشته می شود، خداوند بر آنها سلطان جائر را مسلط می کند و بدون ایمان دنیا را ترک می کنند.
وی در ادامه با اشاره به هتک حرمت مقدسات دینی در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تصریح کرد: امروز فتنهگران خودشان را آماده پیوستن به جنگ نرم دشمنان و سیاه نمایی از خدمات دولت و ترویج شایعات کرده اند.
امام جمعه موقت تبریز افزود: فتنه گران درصدد هستند تا مردم را نسبت به طرحهای دولت ناامید و دچار چالش و اغتشاش کنند که تنها راه مقابله با جنگ نرم ارتقای بصیرت و آگاهی کامل افراد جامعه به ویژه جوانان است.
وی با اشاره به بیانیه اخیر یکی از سران فتنه اظهار داشت: شرط و شروط یکی از سران فتنه برای حضور در انتخابات نشان از عمق جهالت و عداوت آنان است.
آیت الله آل هاشم گفت: این فتنه گران یا مردم ایران را نمی شناسند یا شمشیر عداوت با نظام اسلامی ایران را از رو بسته اند، ملت بزرگ ایران همیشه در مقابل ناملایمات و سختی ها ایستادگی داشته، چراکه فرهنگ عاشورا در این کشور همیشه زنده و پایدار است.
امام جمعه موقت تبریز تصریح کرد : 9 دی امتحان مجدد الهی و روز تجدید میثاق با رهبر فرزانه انقلاب بود که مردم با پیروی از رهبر فرزانه انقلاب چنان درس فراموش ناشدنی به استکبار و عوامل فتنه در داخل نشان دادند که عبور از خط قرمز ملت ایران که همان ولایت است، چه عواقبی به دنبال خواهد داشت.
مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
آیت الله محمدتقی آل هاشم، امام جمعه موقت تبریز در گفت و گو با خبرنگار آینده روشن در تبریز با تاکید بر اینکه برگزاری پرشور مجالس سوگواری و عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) زمینه ساز ظهور حضرت مهدی(عج) است، اظهار داشت: اگر عزاداری های مؤمنان در ماه محرم و صفر و دیگر ایام سوگواری سال، با معرفت و بصیرت خاص مهدوی باشد، یه یقین زمینه برای ظهور منجی آخر الزمان(عج) بیش از گذشته فراهم خواهد شد.
وی با تاکید بر اینکه فلسفه انتظار را باید در غدیر و عاشورا جستجو کرد، خاطر نشان کرد: انحراف جامعه اسلامی در صدر اسلام به حدی رسید که مسلمانان چشم بر دیدهگان خود در غدیر بستند و منکر آن شدند و سال ها بعد نواده پیامبر اسلام را کافر نامیدند و عزم به شهادت آن حضرت کردند.
آیت الله آل هاشم تصریح کرد: اگر امروز نیز جامعه اسلامی با انحرافات، کجروی ها و کجاندیسیاناندیشی ها مواجه باشد و عزم جدی علما برای مقابله با این خرافات و بدعت ها نبود، قطعا وقایقی تلختر از عاشورا و کتمان حقیقت غدیر را شاهد بودیم.
امام جمعه موقت تبریز با تاکید بر اینکه معرفت لازمه حضور در مجالس سوگواری امام حسین(ع) است، گفت: حقیقت آنست که باید در این مجالس به حال امروز خود گریه کنیم، نه مصیبت آن بزرگواران، چراکه ایشان در اوج عزت جامعه اسلامی را از انحراف بزرگ تاریخی نجات دادند، اما باید دید که ما برای زمینه سازی ظهور فرزند آن بزرگوار برا اصلاح جامعه امروز چه کاری کرده ایم.
آیت الله آل هاشم در ادامه با بیان اینکه قیام امام حسین(ع) برای بازگشت جامعه منحرف صدر اسلام به مسیر غدیر بوده است، اظهار داشت: اباعبدالله الحسین(ع) برای تبیین جایگاه امامت الهی و ضرورت آن قیام کرد.
وی سوگواری حضرت سید الشهدا(ع) را حلقه اتصال قیام حسینی به قیام مهدوی دانست و تصریح کرد: برپایی پرشور مجالس سوگواری و وعظ امام حسین(ع) در ماه محرم در حقیقت تاکید بر اندیشه غدیر، حاکمیت مساله امامت الهی و دعا بر تعجیل در ظهور حضرت ولیعصر(عج) است.
منبع : آینده روشن
مرید حضرت آیت الله سید محمد تقی آل هاشم:
سابقه طولاني فقاهت و اجتهاد در خاندان شهيد آيت الله قاضي و نيز کسب فيض از اساتيد مسلم نجف و قم و نيز ممارست ايشان در کسب علم ، از ايشان مجتهدي مسلم و عالمي عالي قدر ساخته بود . اين جايگاه متأسفانه آن گونه که بايد مورد بازبيني و تفحص قرار نگرفته است . در اين گفتگو با آيت الله سيد محمد تقي آل هاشم ، امام جمعه موقت محترم تبريز که خود از بزرگان حوزه تبريز است و از نزديک جايگاه علمي آن شهيد را درک نموده است ، به اين مکانت اشاراتي رفته است
آغاز آشنائي و شناخت شما با شهيد آيت الله قاضي طباطبائي از کجا بود ؟
بسم الله الرحمن الرحيم .
ما با ايشان از تبريز آشنا بوديم و ايشان با ما صداقتي داشتند، رفاقتي داشتند ، ما هميشه در خدمت ايشان بوديم . آن موقعي که ايشان در قم بودند و از جواني ايشان را مي شناختيم . اولين شهيد محراب آيت الله قاضي طباطبائي بسيار مؤدب ، با کمال و محجوب بودند . اهل قلم بودند و خط زيبائي داشتند . هم عربي و هم فارسي را بسيار زيبا مي نوشتند. مجتهد مسلم و صاحب نظر بودند. تأليفات زيادي دارند که در کتاب ها نوشته اند،مخصوصاً در آخر کتاب تحقيق درباره اربعين سيد الشهدا(ع) که از آثار قلمي ايشان است . شايد بعضي از آنها نباشد ، ولي اکثراً هست .
معظم له فرزند برومند و خلف مرحوم آيت الله حاج ميرزا باقر قاضي طباطبائي تبريزي بودند و در سال 1331 قمري در تبريز به دنيا آمدند. ايشان در نوجواني و در زمان رژيم رضاخان پهلوي به همراه پدرشان به قزل قلعه تبعيد شدند . آن سلطان جبار و ستمکار ، هنگامي که علما را تبعيد و زنداني مي کردند، معظم له در کنار پدرشان تبعيد شده بودند . وقتي که آزاد شدند ، در تبريز ، در مدرسه طالبيه مشغول تحصيل شدند و در آنجا در محضر حضرت امام(ره ) تلمذ کردند و از محضر آيت الله العظمي آقاي گلپايگاني(ره ) و محضر آيت الله العظمي سيد محمد حجت(ره) کمره اي و آيت الله العظمي نجفي مرعشي(ره ) استفاده بردند .
ايشان در محضر امام فقه و اصول خواندند يا فلسفه ؟
اصول را مي دانم که نزد ايشان خواندند . اگر فلسفه هم خوانده باشند ، من نمي دانم . ايشان در قم بسيار مجذوب مراجع تقليد بودند. اولين تأليف ايشان پاورقي کتاب تاريخ الائمه نوشته شيخ بن ابي الثلج بغدادي در قم بود و بعد در سال 1369 قمري به نجف اشرف منتقل شدند و در آنجا از محضر آيت الله العظمي آقاي حکيم ، آيت الله العظمي آقاي خوئي ، آيت الله العظمي آسيد محمد شيرازي و مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمد حسين کاشف الغطاء و مرحوم آيت الله العظمي حاج ميرزا محمد باقر زنجاني و مرحوم آيت الله العظمي آقاي سيد حسن بجنوردي تلمذ نموده اند .
ايشان پس از مدتي به ايران برگشتند و مشغول تدريس و تحقيق شدند . علاقه داشند شاگردان زيادي را تربيت کنند . اولين روزي را که ايشان به مسجد مقبره تبريز تشريف آوردند ، به ياد دارم . آن مسجد به نام ايشان موسوم است ، چون جد ايشان در آنجا دفن شده اند . در بازار مشهور است که خود آقا هم به اشاره حضرت امام در آنجا دفن شدند که اکنون زيارتگاه مشهور تبريز است .
اصل خاندان ايشان از خاندان آيت العظمي سيد مهدي علامه بحرالعلوم هستند . ايشان از زواره اصفهان به تبريز آمدند و از تبار خاندان آيت العظمي آقاي حکيم هم بوده اند . بعد به تدريج هر کس به طرفي رفته است و اين خاندان هم در زمان آق قويونلو و حسن پاشا به تبريز آمده و در اينجا به قضاوت مشغول شده اند .
آيت الله شهيد قاضي طباطبائي مجتهد مسلم بودند . اکثر خانواده ايشان از فقه و فقاهت و مرجعيت بهره مند بودند و از علماي طراز اول آذربايجان بودند . شهيد آيت الله قاضي از نسل امام حسن مجتبي(ع)، از نسل حسن مثني(ع) هستند . به عبارتي ايشان راجع به رژيم ستم شاهي خيلي متعصب بودند و به آن حکومت جبار مي گفتند . گاهي که به منبر تشريف مي بردند ، خيلي آتشين صحبت مي کردند و مکرر در همين موضوع دستگير و تبعيد و زندان شدند و ايشان را از تبريز به بافت و کرمان و زنجان بردند . ياد دارم که ايشان را وقتي به تبعيد بردند ، دو نفر بودند . يکي مرحوم آقاي انزابي بودند که واعظ مشهور تبريز بودند و يکي هم آقا بودند. من به ايشان نامه نوشتم و آنها را به فرزند برومندش آقاي حاج محمد تقي قاضي دادم و ايشان در جواب من نامه نوشتند ما را از تبريز بردند ، ظلم کردند ، جنايت کردند ، اذيت کردند ، ناراحت کردند . به نظرم ايشان را بدون عبا و عمامه به آنجا برده بودند.
مدتي آنجا ماندند و نامه نوشتند و من به ايشان نامه نوشتم . بعد ايشان را در تهران به بيمارستان بردند . در نامه هايشان مي فرمودند :«چند نفر از علما و مؤمنين در مضيقه هستند. به ايشان برسيد و به ايشان هم بگوييد که ان شاء الله فرج عن قريب است ». در نامه نوشته بودند حتماً خاندان پهلوي منقرض خواهد شد .
اين را که عرض مي کنم در کتاب «اسلام و شيعه » هم نوشته ام که تا به حال در مصاحبه ها نگفته ام . در اين ترديد بودم که کار روحانيت و آقا و ما چطور خواهد شد . شبي در خواب ديدم دو نفر اسب سوار خيلي مجلل مي آيند . يکي نقابي دارد . من گفتم اين آقا کيستند که نقاب دارند ؟ گفتند حضرت سيد الشهدا(ع) هستند . ديگري هم باب الحوائج حضرت قمر بني هاش(ع) هستند. من رفتم و رکاب آقا را بوسيدم و عرض کردم :«آقا! کار علما ، مؤمنين و مجتهدين به کجا خواهد رسيد ؟ » فرمودند: «عرايض خود را به برادرم باب الحوائج بگو.» من رکاب و پاي حضرت ابوالفضل (ع) را بوسيدم و پرسيدم :«آق ! کار ما به کجا خواهد رسيد . اين محمد رضا که اينطور جنايت را شروع کرده، علما را تبعيد و زنداني مي کند ، منابر را ممنوع مي کند و تعهد مي گيرد.» خدا را بر اين حرفي که عرض مي کنم شاهد مي گيرم که حضرت باب الحوائج ، قمر بني هاشم (ع) روحي له الفداه فرمودند :«او خواهد رفت . شما علما خواهيد ماند و کار علما بهتر خواهد شد». من با خوشحالي از خواب بيدار شدم و به همه گفتم که ان شاء الله اينها نابود خواهند شد. به تدريج آقا در نامه هايشان اشاره کردند که در صحبت هايتان به مردم مژده بدهيد مقاومت کنند و درباره جنايات محمد رضا حرف بزنيد الحمد الله سرانجام کار همانطور هم شد. آنها رفتند و علما و فقها و مرجع و حوزه هاي علميه به برکت انقلاب ماندند .
مرحوم شهيد آيت الله قاضي در تبريز مثل امام بودند ، يعني در تبريز همه مي گفتند خميني آذربايجان ، آيت الله شهيد قاضي طباطبائي است. اين بزرگوار از شاگردان حضرت امام بودند ، از نفس پاک امام الهام گرفته بودند. شجاعانه صحبت مي کردند . يادم هست در يک سخنراني در دانشگاه مي گفتند :«خدا شاهد است من هيچ وقت از خط امام دست برنمي دارم و براي شهادت هم آماده هستم . انقلاب بايد به رهبري حضرت امام به راهش ادامه بدهد . مؤمنين نترسيد ». هميشه اين حرف ها را مي زدند . مردم در اطراف ايشان جمع مي شدند . حتي وقتي گاز اشک آور به مسجد مقبره زدند ، مردم پراکنده نشدند . ايشان به مردم قوت قلب مي دادند . حتي به فرمانده مسئول سيلي زده بودند که:«شما چرا به مسجد آمديد ؟ چرا جماعت را اينطور پراکنده مي کنيد ، مي زنيد ، مي بريد ، زنداني مي کنيد ؟»
ايشان شجاع بودند ، غيور بودند ، واقعاً خيلي جسور بودند . ابدا غيراز خدا از هيچکس نمي ترسيدند . ايشان هميشه تدريس مي کردند ، تعليم مي دادند ، به مسجد مي رفتند، جواب مردم را مي دادند ، خصوصاً بعد از انقلاب که همه کارها در دست ايشان بود .
به هر صورت ايشان خيلي به انقلاب خدمت کردند . خيلي به حضرت امام و خط امام علاقمند بودند . در راه پيمائي ها ، شب ها به ما تلفن مي زدند و مي فرمودند:«شما از فلان جا حرکت کنيد ،فلان مسير را برويد ، مردم را راهنمايي کنيد که بيايند.من در فلان جا صحبت خواهم کرد». من تلفن مي زدم به رفقا و علما و مردمي که آنجا بودند و جمع مي شديم در مسجد امامزاده سيد حمزه و از آنجا با هم راه مي افتاديم . يک بار برف شديدي مي باريد ، رفتيم دانشگاه، تشريف آوردند آنجا و صحبت کردند .
ايشان شخص رئوف ،خدمتگذار ، مردمدار ، مؤدب ، با محبت ، با قلم زيبا و خط زيبا ، در مسجد مقبره و مسجد شعبان نماز مي خواندند و صحبت مي کردند . شب يا روز عيد قربان بود که هنگام بازگشت از نماز ، منافقان کوردل ايشان را به شهادت رساندند. خبر رسيد به ما که ايشان تير خورده اند. خيلي ناراحت شدم. به منزل ايشان تلفن زدم و بعد به بيمارستان رفتم. خدا شاهد است مثل اينکه قيامت شده باشد.
از خاطر نمي برم که موقع برگشتن ايشان از تبعيد ، مردم آذربايجان کلاً حرکت کرده و به استقبال ايشان آمده بودند. رژيم به قدري از اين قضيه خوف کرد که دوباره ايشان را تبعيد کرد . يک بار هم در تشييع جنازه ايشان اين وضع پيش آمد . جنازه ايشان را به راه آهن تبريز برده بودند، چون در تبريز دو تا نماز جمعه برگزار مي شد. يکي به امامت مرحوم آيت الله آقاي حاج ميرزا جواد آقا سلطان القراء که قبلاً در زمان طاغوت نماز جمعه مي خواندند ، لذا شهيد آيت الله قاضي راه آهن را اختيار کرده بودند که فاصله شرعي دو نماز جمعه رعايت شود . جنازه شان را هم به آنجا برده بودند. من را بردند جايي که تريبون بود و چند نفر از علما بودند. وقتي که کار در آنجا تمام شد، آمديم. انگار قيامت شده بود . جنازه روي دست مردم تا مسجد مقبره رفت . يادم هست وقتي که پيکر پاک ايشان را به مسجد مقبره وارد کردند تا در کنار اجداد بزرگوارشان دفن کنند ، از هجوم جمعيت ، تابوت شکست . از امام پرسيده بودند جنازه را کجا دفن کنيم ، فرموده بودند همانجا در مسجد خودشان که مسجد مقبره است ، دفن کنيد .
آنجا مقبره کوچکي بود . ما تلاش کرديم و از مسئولين اجازه گرفتيم تا آنجا را با همت بزرگان ، علما و مسئولين تجديد بنا کنيم و به شکل آبرومندانه اي درآوريم . من در حدود 24 سال بعد از شهادت آيت الله قاضي طباطبائي ، نماز ظهر و عصر را در مسجد مقبره، امامت مي کردم و خانواده معظم له که توليت مسجد با آنهاست، مرا منصوب کردند، لذا به تعميرات مسجد مشغول شديم و الحمد الله هم مسجد و هم مقبره آقا بسيار آبرومندانه و زيارتگاه عموم مردم شده است .
آيا شما در محضر آيت الله قاضي تحصيل هم کرده ايد ؟
بله ، مقداري از کتاب رسائل مرحوم شيخ انصاري و مقداري از فقه را در خدمت ايشان بودم و حتي حاشيه کتاب رسائل ايشان را من خودم نوشتم ، ايشان هم حاشيه را از پدر بزرگوارشان نوشته اند . فرمودند که يک وقت مي رفتم مشهد، اين کتاب از دستم داخل آب افتاد و بعضي از کلمات آن مخلوط شد .
به نظر جناب عالي قدرت علمي ايشان در چه حد بود ؟
محقق و مدقّق بودند . ايشان هم علم روز و هم تاريخ مي دانستند و هم فقيه و مجتهد بودند. حتي رساله هم داشتند، منتهي چاپ نکرده بودند؛ يعني به خاطر احترام به اساتيد و بزرگان چاپ نکرده بودند و گرنه رساله علميه هم داشتند. مجتهد مسلم بودند. ايشان هميشه مي فرمودند:«چند مجتهد در زمانه ما هستند ، ولي به جدم قسم رهبر يک نفر است و آن هم استاد اعظم حضرت آيت الله العظمي امام خميني هستند». اين طور با شجاعت حرف مي زدند .
آيا از نظر امام نسبت به ايشان خاطره اي داريد ؟
يک وقتي شايعه پخش کرده بودند که امام از آقا بددل شده اند . در مسجد شعبان بودم ، يک نوار گذاشته بودند . من هم آنجا بودم و شنيدم که حضرت امام(ره)مي فرمودند : «من آقاي سيد محمد علي قاضي را از قديم مي شناسم و کما في السابق به ايشان علاقه دارم.» ايشان از اولين امام جمعه هاي تبريز و نماينده تام الاختيار بودند . من هم در محضر حضرت امام در قم بودم، ولي آن موقع نسبت به ديگران کوچک بودم . سنم از رفقايم کمتر بود ، ولي در درس امام شرکت مي کردم . منظومه را از محضر حضرت امام استفاده کردم .
نظر مرحوم آيت الله کاشف الغطاء را درباره مرحوم آيت الله قاضي طباطبائي مي دانيد ؟
آيت الله شهيد قاضي طباطبائي از شاگردان ممتاز آيت الله کاشف الغطاء بودند که از مشايخ ما بودند و من از طريق ايشان هم اجازه اجتهاد دارم. ايشان کتابي به نام « فردوس الاعلي » نوشته اند که هم در نجف و هم در تبريز، در چاپخانه رضائي چاپ شده. به من هم اين کتاب را دادند . در انتهاي آن، آقا يک چيزهايي نوشتند . مرحوم آيت الله کاشف الغطاء نوشته اند که شما عرب و فرزند عرب هستيد . همه الفاظ را خوب نوشته ايد ، فقط يک کلمه را اين طور بنويسيد، بهتر است . يعني همه کتاب ايشان را تأييد کرده اند .
شهيد آيت الله قاضي در مدرسه سازي هم دست داشته اند . در اين مورد نکاتي را بفرمائيد .
در اين جا مدرسه وليعصر در محله شتربان را با چند نفر مشترکاً خريدند و مدرسه علوم دينيه درست کردند . بعد آنجا را فروختند و به ششگلان رفتند و حياط بزرگي را گرفتند که در اول انقلاب هم همان جا بود و بعد آنجا را فروختند و آمدند نزديک دانشگاه مدرسه ديگري را ساختند . مؤسس آن مدرسه آقا بودند .
خاطره اي از دستگيري ايشان از فقرا و ضعفا به ياد داريد ؟
ايشان به خصوص در اوايل انقلاب بسيار به فقرا و ضعفا کمک مي کردند . يک بار يک نفر به نام مجيد آقا از قول من نامه نوشته و خدمت آقا برده بود . در آخر نوشته بود الاحقر ، آسيد محمد تقي آل هاشم . آقا مرا دعوت کردند و من خدمت ايشان رفتم . پرسيدند:«نامه را شما نوشته ايد ؟» گفتم:«نه آقا! نه حرفهاي من است ، نه خط من است . امضاء هم مال من نيست . آقا!اين فرد واقعاً فقير و مستمند است . از بي چيزي اينطور نوشته . فکر کرده اگر از زبان من گفته شود، شما مرحمت مي فرمائيد، ولي شما فقرا و مستحقين محله ما را به خودمان محول کنيد ».از آن زمان چيزهايي را که لازم بود به فقراي محله ما داده شود ، توسط من داده مي شد. نان بود، گوشت بود، وسايل مي دادند، خيلي به ضعفا و فقرا کمک مي کردند .
سخن آخر
و البته آب دريا را با استکان کوچک ، ميزان کردن مشکل است. مقام شامخ آقا بالاتر از آن است که ما بگوييم و به اندازه يک قطره آب برمي داريم . اوصافش خيلي بالاتر از آن است که ما مي گوييم.
منبع:ماهنامه شاهد یاران، شماره 51
.: Weblog Themes By Pichak :.

